• شناسه کاربری :

    کلمه عبوری :

دوئل

دوئل(1395)

انتشارات دبیر منتشر کرد: ساعت هشت صبح بود.در این ساعت روز معمولا افسرها و کارمندها و تازه واردان بعد از گذران شبی گرم و خفه کننده به آب تنی به دریا می پرداختند و پس از آن برای نوشیدن فنجانی چای یا قهوه بخ کلاه فرنگی ساحل می رفتند.

نویسنده : آنتوان چخوف

مترجم : هوشیار رزم آزما

نوبت چاپ :

تعداد چاپ :

شابک :

تعداد صفحات : 227

20,000 تومان

دریافت خلاصه کتاب

  • خلاصه کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره مترجم
  • هزینه ارسال

آنتون پاولوویچ چِخوف (به روسی: ?????? ????????? ??????)‏ (زاده? 29 ژانویه? 1860 در تاگانروگ – درگذشته? 15 ژوئیه? 1904) پزشک، داستان‌نویس، طنزنویس و نمایش‌نامه‌نویس برجسته? روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از 700 اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینه? نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به‌جا گذاشته‌است. چخوف در 44 سالگی بر اثر خون‌ریزی مغزی درگذشت.

چخوف در نیمه? سال 1880 تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته? پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد. برای همین این سال را مبدأ تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. چخوف در نامه‌ای به فیودور باتیوشکوف می‌نویسد: «نخستین تکه? ناچیزم در 10 تا 15 سطر در نشریه? «دراگون فلای» در ماه مارس یا آوریل 1880 درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشته? ناچیز را آغازی به‌حساب بیاورد، بنابراین سالگرد (بیست و پنج سال نویسندگی) من زودتر از 1905 فرا نخواهد رسید.» آنچه چخوف به آن اشاره می‌کند در واقع داستان کوتاهی است به نام «نامه? ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایه? دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجله? سنجاقک شماره? 10 منتشر شد. او در سال‌های 1880 تا 1884 علاوه برآموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام‌های مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوشتن بی‌وقفه? داستان و طنز در مجله‌های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادران‌اش را تأمین می‌کرد. او در 1884 به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستان‌اش با نام قصه‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها درباره? او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف 24ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.

چخوف بعد از پایان تحصیلاتش در رشته? پزشکی به‌طور حرفه‌ای به داستان‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی روی آورد. در 1885 همکاری خود را با روزنامه? پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایش‌نامه? او به نام در جاده? بزرگ به روی صحنه برود که کمیته? سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد. مجموعه? داستان‌های گل‌باقالی او در ژانویه? سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (1886) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستان‌های مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سل‌اش شدت گرفت و او در آوریل 1887 به تاگانروگ و کوه‌های مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعه? در گرگ‌ومیش منتشر شد و در اکتبر نمایش‌نامه? بلندش با نام ایوانف در تئاتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.

چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از دریافت درجه? دکترای پزشکی به چاپ رساند. سال بعد انتشار مجموعه داستان «هنگام شام» جایزه پوشکین را که فرهنگستان روسیه اهدا می‌کرد، برایش به ارمغان آورد. چخوف بیش از هفتصد داستان کوتاه نوشته‌است. در داستان‌های او معمولاً رویدادها از خلال وجدان یکی از آدم‌های داستان، که کمابیش با زندگی خانوادگی «معمول» بیگانه است، تعریف می‌شود. چخوف با خودداری از شرح و بسط داستان مفهوم طرح را نیز در داستان‌نویسی تغییر داد. او در داستان‌هایش به جای ارائه? تغییر سعی می‌کند به نمایش زندگی بپردازد. در عین حال، در داستان‌های موفق او رویدادهای تراژیک جزئی از زندگی روزانه? آدم‌های داستان او را تشکیل می‌دهند. تسلط چخوف به نمایشنامه باعث افزایش توانائی وی در خلق دیالوگ‌های زیبا و جذاب شده بود. او را «مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس همه? اعصار» نامیده‌اند.

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات سمیر می باشد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط