• شناسه کاربری :

    کلمه عبوری :

سن عقل-انتشارات سمير

سن عقل(1395)

رمان "سن عقل" داستان زندگی معلم فلسفه‌ای به نام "ماتیو" را روایت می‌کند

نویسنده : ژال پل سارتر

مترجم : منوچهر کیا

نوبت چاپ : 1

تعداد چاپ :

شابک : 9789646552555

تعداد صفحات : 407

35,000 تومان

دریافت خلاصه کتاب

  • خلاصه کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره مترجم
  • هزینه ارسال

«سن عقل» از خبر آبستن شدن مارسل آغاز می‌شود، و ماتیو و مارسل که شخصیت‌های اصلی داستان هستند به دنبال راهی برای جلوگیری از به دنیا آمدن این فرزند می‌گردند.
در این داستان ماتیو به دنبال پیدا کردن راهی و پولی برای راحت شدن از شر موجود سومی است که می پندارد باعث از بین رفتن آزادی اش می‌شود. به این ترتیب وی به تدریج از گذشته خود دور شده و پیوندها را قطع می‌کند اما سرانجام به این نتیجه می‌رسد که در جستجوی آزادی ناکام بوده و خود را تبعید شده‌ای می‌بیند که محکوم به آزادی است.
از شخصیت های دیگر داستان میتوان به ایویچ، دختر روسی که ماتیو به آن علاقه دارد، سارا، دانیل، لولا، ژاک و ... نام برد که هرکدام نقشی را در ارتباط با ماتیو و مارسل ایفا می‌کنند.
با انتشار رمان سن عقل ژان پل سارتر عملا عصر جدیدی از فعالیت اگزیستانسیالیست ها اغاز شد.عصری که تا سالها با اقتدار ادامه یافت و نسلی را نه تنها در اروپا که در دور دست ترین نقاط دستخوش تغییرساخت. سارتر اگزیستانسیالیسم را کوششی برای انصراف بشر از عمل نمیداند. او به آدمیان اعلام میدارد که امیدی جز به عمل خویش نباید داشت و آنچه به بشر امکان زندگی میدهد فقط عمل است.

سارتر در روز 21 ژوئن 1905 در پاریس به دنیا آمد. پدرش «ژان باپتیست سارتر» (1847–1906) افسر نیروی دریایی فرانسه بود و مادرش «آنه ماری شوایتزر» (1882–1969) دخترعموی «آلبرت شوایتزر» پزشک معروف، برنده جایزه صلح نوبل است. پانزده‌ماهه بود که پدرش به علت «تب» از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش در مودون بازگشت.
پدربزرگش «شارل شوایتزر» یکی از عموهای آلبرت شوایتزر در مدرسه به آموزش زبان آلمانی اشتغال داشت. ژان در خانه زیر نظر او و چند معلم خصوصی دیگر تربیت شد و در خردسالی خواندن و نوشتن (فرانسه و آلمانی) را فراگرفت. در کودکی چشم راستش دچار آب مروارید شد، به تدریج انحراف به خارج پیدا کرد و قدرت بیناییش را از دست داد.
تا ده سالگی بیشتر خانه نشین بود ارتباط بسیار کمی با مردم داشت. همانگونه که خود در کتاب «کلمات» دوران کودکیش را بیان می‌کند، کودکی تیزهوش اما گوشه گیر بود و سال‌های کودکی را بیش از هرجا میان انبوه کتاب‌ها به خواندن آثار مهم ادبی و تاریخی گذرانده‌است. پس از آن به مدرسه لیس هنری هشتم رفت. دوازده سال بود که مادرش دوباره ازدواج کرد و با همسر جدیدش که یکی از دوستان قدیمی پدر ژان بود به شهر «لا روشل» نقل مکان نمود. این اقدام موجب نفرت سارتر از مادرش شد. تا 15 سالگی برای تحصیل به مدرسه یی در «لا روشل» رفت اما تحمل شرایط مدرسه و رفتارهای خشونت‌آمیز دانش آموزان دیگر برای او بسیار دشوار بود.
ژان در سال 1920 به یک مدرسه شبانه‌روزی در پاریس فرستاده شد. در آنجا با یکی از همکلاسی‌هایش به نام «پل نیزان» آشنا شد که این آشنایی به یک رفاقت درازمدت انجامید. نیزان در معرفی ادبیات معاصر به سارتر نقش بسزایی داشت.
در سال 1922 موفق به گرفتن دیپلم شد، پس از آن تصمیم گرفت به همراه «نیزان» در «دانشسرای عالی پاریس» در رشته آموزگاری ادامه تحصیل دهد. 1924 در امتحان ورودی از 35 نفر قبول شده نهایی، رتبه هفتم را به دست می‌آورد. به همراه نیزان دست به انتشار مجله‌ای در دانشسرا می‌زند.سارتر و دوبووار در کنار بنای یادبود انوره دو بالزاک چهار سال بعد در امتحانات نهایی رشته فلسفه مردود می‌شود. دلیل رد شدن نیز عقیده سارتر در مورد فلسفه بود. او عقیده داشت «فلسفه فهمیدنی است، نه حفظ کردنی». سال بعد (1929) در امتحانات نهایی جایگاه نخست نصیب سارتر می‌شود و «سیمون دوبووار» و «ژان هیپولیت» و «پل نیزان» مقام‌های بعدی را کسب می‌کنند.
سیمون دوبووار، فیلسوف، نویسنده و فمینیست فرانسوی همراه و همدم مادام‌العمر او بود. آشنایی این دو به سال 1929 و زمان آمادگی دوبووار برای امتحانات فلسفه در سوربن بازمی‌گردد. سیمون دوبووار دختر ناز پرورده‌ای که تحت سلطه قرار دادهای مذهب کاتولیک بود بعد از آشنایی با سارتر شدیداً و عمیقاً به او دلبسته می‌شود و تا آخر عمر با او همراه می‌ماند هر چند که این رابطه در سال‌های پایانی عمر سارتر تا حدودی ضعیف می‌شود.
پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان‌های «لو آور» و «لیون» به تدریس فلسفه پرداخت. پس از مدتی تصمیم گرفت که برای کامل شدن تحقیقاتش در زمینه فلسفه پدیدار شناسی هوسرل راهی آلمان شود. با استفاده از یک بورس تحصیلی به آلمان رفت و در برلین به ادامه تحصیل پرداخت. در اینجا بود که آشنایی عمیقتری با آثار فیلسوفان بزرگی همچون مارتین هایدگر (فلسفه اصالت وجود یا اگزیستانسیالیسم) و ادموند هوسرل (فلسفه پدیدارشناسی) پیدا کرد. اما پس از چندی تاب تحمل حکومت آلمان نازی را نیاورد، به پاریس برگشت و کار تدریس فلسفه را دنبال نمود.
سارتر از کودکی در پی کسب شهرت بود. به همین دلیل به نویسندگی روی آورد. با این همه مدت‌های مدیدی نوشته‌هایش یکی پس از دیگری از سوی ناشران بازگشت داده می‌شدند و او بدینخاطر نتوانست به آرزوی دیرینه‌اش جامه عمل بپوشاند. اما در 1938 و با نگارش نخستین رمان فلسفی‌اش با نام «تهوع» به شهرتی فراگیر دست یافت. در این رمان تکان دهنده دلهره وجود و بیهودگی ذاتی هستی، با جسارتی بی‌سابقه ترسیم شده‌است. پس از آن، نگارش مجموعه‌ای از داستان‌ها با نام «دیوار» (1939) را آغاز کرد که به دلیل شروع جنگ جهانی دوم ناتمام ماند. سارتر تا آخر عمر با سیمون دوبوار ارتباط داشت اما آنها که ازدواج را یک امر بورژوایی می‌دانستند، تا آخر عمر با هم ازدواج نکردند. یکی از مواردی که در آن سارتر همیشه مورد انتقاد بوده زندگی سه نفره او با دوبوار و یک دختر جوان بوده است. دوبوار که دو جنس گرا بود و به دختران جوان تمایل داشت با مشورت سارتر دختر جوانی را وارد روابط آنها می‌کرد و این روابط گاهی چند ماه طول می‌کشید. در جریان این روابط دخترانی مثل ناتالی سوروکین، وندا کساکیویکز و بیانکا لمبلین به شدت آسیب دیدند.

کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات سمیر می باشد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط